![]() |
![]() |
|
|
دلتنگ نوازش نگاهت می شوم بی تاب و بی قرار. دلتنگ قصه های تو تا دوباره گم شوم در عاشقانه های شیرین و فرهاد. در سوز و گداز لیلی و مجنون. دلتنگ روزهای ازادی می شوم گرچه تبعیدم به دورترین مکان دل تو......
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:4 توسط ساسان |
|
|
اینک درمانده تر از همیشه به خلوت خود خزیده ام! خلوتی که با رویاهای زیبایم اذین بندی شده. خلوتی که متعلق به من است. منی که با این خلوت خو گرفته ام....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 12:18 توسط ساسان |
|
|
من خورشید را نمی بخشم که وقتی تو در کنارم نیستی طلوع می کند. من ماه رو نمی بخشم که وقتی تو تنهایم گذاشتی بازهم اسمان رو روشن می کند. من حتی ثانیه ها را هم نخواهم بخشید که بی تو در گذرند. من گلها را نیز نمی بخشم که بی حضور تو زنده هستند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:30 توسط ساسان |
|
|
به روی خاطرات من همیشه رد پای تو اگر چه مانده در دلم سکوت سبز جای تو چقدر خسته می روی از این دیار گریه زا کجا بدون سایه ات؟ کجا بدون من؟ کجا؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 19:55 توسط ساسان |
|
|
اخرین فرصت را غنیمت می شمارم اخرین لحظه را در اغوش می گیرم اخرین ستاره را درعمق چشمانم می نشانم اخرین دیدار را از خاطر نمی برم اخرین شبنم را از چشمانم می بارم اخرین پاره قلبم را به تو می سپارم اخرین فرصت را غنیمت می شمارم و اخرین کلام را به زبان می اورم؟ ............دوستت دارم............
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 19:50 توسط ساسان |
|
|
اگر می دانستی دل ترک خورده من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچگاه به من پشت نمی کردی. اگر می دانستی در خلوت شبانه ام به طنین قدمهایت گوش می سپارم تا اخرین ستاره در دامان سپیده به خواب برود هرگز نمی رفتی.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 10:56 توسط ساسان |
|
|
من تو را به دریا بخشیدم ! به غزلهای عاشقانه ! به مهربانان دریا دل ! به لیلی های سرزمین قلبت ! من تو را به غوغای کلان شهر رویاهایت بخشیدم ! به پرستوهای مهاجر عاشق ! من تو را بخشیدم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:15 توسط ساسان |
|
|
بگذار ساده بگویم که یادت همیشه و همه جا در بند بند وجودم جاریست. بگذار عاشقانه ادعا کنم که با تو و یاد تو بودن معنای عشق و هستی است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 19:13 توسط ساسان |
|
|
با نگاهم به گل گفتم:از تو زیباتر چیست؟ گفت:زندگی! زندگی کردم و دیدم زیباست ولی بی وفاست. به زندگی گفتم:از تو زیباتر چیست؟ گفت:عشق! عاشق شدم و دیدم زیباست اما می سوزاند. به عشق گفتم:این چه رسمی است؟ از تو زیباتر چیست؟ گفت:دوستی! یاری جستم و در اوج زیبایی ها غرق شدم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 18:56 توسط ساسان |
|
|
یاد تو مرا از نور سرشار می کند و تاریکی های دلم را به صبح روشن پیوند می زند. سوالم از چشمان تو این است: چرا در اینه تو تصویرمن پیدا نیست؟!؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 12:58 توسط ساسان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| پیوندها |
|
نیلوفرانه روزهای عاشقی اخرت عشق در ارزوی ترنم شب زنده دار اسمان سرد دختر بارانی مینا1100 |
|
RSS
|